قالب وبلاگ


در رهگذر زمان
علمي آموزشي در زمينه ي جغرافيا و برنامه ریزی شهری ،تاريخي , اجتماعي و...  
پيوندهای روزانه

هنر در عهد هخامنشیان

هنر ایران در عهد هخامنشیان عمدتا بر پایه ی بزرگداشت مقام پادشاهان این سلسله استوار بوده است. هنر این عصر تركیبی است از هنر اقوام گوناگونی كه تابع پارسیان بوده اند و هخامنشیان با بهره گیری مناسب از این هنرهای مختلف و ریختن كلیه جلوه های هنری اقوام و ملل مختلف در یك قالب به هنر خود اعتلا بخشیده اند. علاوه بر بزرگداشت شاهان، اجرای مناسك و آیین زرتشتی نیز از مظاهر اصلی هنر در این دوره است كه سبب ایجاد نوعی سمبولیسم هنری در آثار هنری هخامنشیان شده است. از دیگر جلوه های هنری این دوره رواج هنر كنده كاری، حجاری، پیكر تراشی، فلزكاری، كاشی سازی و قالی بافی است . آثار برجا مانده عمق پیشرفت هنرمندان ایرانی را در این رشته های هنری به تصویر می كشند. نقش برجسته های تخت جمشید نیز در زمره ی گنجینه ی هنر دوره هخامنشی به شمار می روند كه هر یك مجموعه ای از تصاویر غنی و نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می گذارند و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی اند.

در نقش برجسته های تخت جمشید صحنه هایی از مراسم و مناسك رایج در پایتخت شاهان هخامنشی وجود دارد كه عموما پیكره ی پادشاه، كانون اصلی هر صحنه است. در این كنده كاری های زیبا كه بر دل كوه نقش بسته دسته های آورندگان هدایا، صحنه بار عام پادشاه و دیگر نقوش برجسته ی مربوط به آرامگاه به نمایش گذارده شده است . این كنده كاری كاری ها درعین حال كه همگی حكایت از تبحر و مهارت سنگ تراشان دارند هر یك گوشه ای از مراسم و وقایع سیاسی مذهبی آن دوران را به نیز نمایش می گذارند. ویژگی این آثار بیشتر در آن است كه نشان می دهد هنرمندان پیكر تراش روزگار هخامنشی به طور كامل در خدمت اجرا و طرح نقوش خود بوده و مجالی برای بروز تمایلات شخصی خود نداشتند و به عبارت دیگر، كاملا مطیع به شمار می رفتند.

آثار فلزكاری نیز در این دوره  ، برجسته و چشمگیر است. اشیاء فلزی هخامنشیان بیشتر از طلا، نقره و برنز ساخته می شده است و از مهمترین آثار مكشوفه ،  ارابه ی زرینی است كه چهار اسب در جلوی آن قرار دارد و دو پیكره ی آدمی بر روی نیمكت ارابه نشسته اند. نكته مهم در آثار فلزی این عهد ، استفاده ی زیاد از نقوش و پیكر حیوانی در ساخت ظروف و زیور آلات است. این نقوش را می توان بر روی بشقاب های نقره ای و طلایی به صورت جنگ شیر و گاو و یا دو بزكوهی مشاهده كرد.

یكی از برجسته ترین زیور آلات این دوره دستبندهایی است كه انتهای آنها به دو سر شیر ختم می شود و با زیور آلات كوچك و قرص مانندی به شكل سر حیوانات و پرندگان و نقوش هندسی تزئین شده است . این آثار جملگی حاكی از آن است كه پارسیان در عهد هخامنشی به ابزارهای زرین و سیمین و مفروغی علاقه داشته و بخشی از هنر خود را در این راه به كار می برده اند

فرش بافی از دیگر جلوه های بارز هنر ایرانی در زمان هخامنشیان است. این هنر به سبب از بین رفتن اكثر فرش های ایران در عهده باستان چندان مورد مطالعه ی دانشمندان قرار نگرفته بود ولی در اواخر دهه 1950 میلادی با كشف یك فرش 83/1×2 متری كه به همراه آثار نفیس دیگر در یخ های سیبری كشف شد جلوه ای دیگر از هنر هخامنشی را در معرض دید بینندگان قرار داد. این فرش در محلی به نام (پازیریك) كشف گردید و بعدها به همین نام معروف شد. نوع بافت و ظرافت و نقش این قالی گویای مهارت و تبحر هنرمندان بافنده هخامنشی و نشانگر سنت دیرپای بافت فرش ایران است كه قدمت آن را به دو هزار و پانصد سال و شاید بیشتر بازمی گرداند.

پیكرتراشی ، دیگر جلوه ی هنری دوره هخامنشی است. این شاخه از هنر ایران باستان كه به نوعی وارث رموز تزئینی آشور ، بوده امروزه به صورت پیكره های زیبایی ازپادشاهان جانورانی نظیر اسب ، گاو، سگ ، شیر برجای مانده است. سنگ تراشان افراد و جانوران را معمولا به صورت نیم رخ نقش می كردند و در نمایش صحنه ها و اتفاقات تاریخی و سیاسی همواره بر بزرگ جلوه دادن شاهان خود تأكید زیادی داشته اند. در آثار باقیمانده از پیكرتراشی های هخامنشی قدرت تجسم بخشی ، خلاقیت هنری و دقت در انتخاب موضوع به خوبی به چشم می خورد.

در نتیجه گیری كلی می توان گفتهنر ایران در عصر هخامنشی به پیشرفت قابل ملاحظه ای نایل آمده است ، بدین صورت كه ایرانیان جلوه های مختلف هنری قدیم مشرق زمین را جذب كرده و از آنها تركیبی خاص با خصوصیات اصیل ایرانی ساختند. سهم هخامنشیان دراین دوره تركیب، ظرافت بخشیدن، تناسب دادن و عظمت بخشیدن به شاخه های مختلف هنری بود به گونه ای كه آن را به اوج عظمت و شكوه خود رساند.

هنر در عهد تیموریان                  

دوران حكومت تیموریان بر ایران را عصر ظهور مجدد هنر و ادب ایران و ایرانیان دانسته اند. در این دوره نهضت هنری پر رونقی شكوفا شد كه ادوار بعدی ایران نظیر صفویه را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. تیموریان به طور كلی شاهانی هنر دوست وهنر پرور بودند و اكثر جانشینان تیمور دربار خود را به محفل هنرمندان، شعرا و ادبا مبدل ساختند. آنان هنرمندان را تشویق می كردند. تحت حمایت آنها هنرهایی همچون خطاطی، نقاشی، صحافی و جلد سازی به كمال پیشرفت خود رسیدند. مهمترین شاخه ی هنری كه در این دوره با دستاوردهای خیره كننده ای در تمام تاریخ هنر ایران بعد از اسلام نایل آمد نقاشی بود. نقاشی تیموری به دلیل تجمع هنرمندان در شهر سمرقند رشد چشم گیری یافت و در مكتب بزرگ آن دوره در شهرهای شیراز و بغداد جلوه گر گشت. از معروف ترین نقاشان این عهدهنرمندی بغدادی به نام ُجَنید بود كه نخستین مینیاتور دارای امضاء به نام او ثبت شده است. در دوران بایسنقر میرزا كه خود از هنر دوستان روزگار خویش بود نزدیك به چهل نقاش و خوشنویس و خطاط در كتابخانه بزرگ شاهی هرات  مشغول به كار بودند و آثار زیادی همچون كتاب های شاهنامه، لیلی و مجنون، بوستان و گلستان سعدی را مصوّر ساختند.

 مجموع این آثار سبك جدیدی را پدید آورد كه به «مكتب هرات»معروف شد. در مكتب هرات تصاویر انسان ها به صورت ریز وكوچك ترسیم گشته و مینیاتورها با خطوط ساده و بی پیرایه اجرا شده اند. مینیاتورهای موجود در نسخه های بایسنقری كه استادانه خوشنویسی شده اند و به زیبایی تمام صحافی و جلد آرایی گشته اند ،نمایانگر مرحله نهایی در تكامل نسخه آرایی مصور است. در این آثار مینیاتوری بی نظیر تركیب بندی و رنگ آمیزی به كمال خود رسیده و پیوند و وحدت منسجمی بین نقوش و شكل ها ایجاد شده است. ماهیت رسمی و كمال گرایی مینیاتور سازی این دوره در چند ویژگی موجز مشخص است: تكرار چهره هایی كه فقط اختلاف اندكی در حالت صورت و نحوه ی رنگ آمیزی دارند، نحوه پرداخت و آرایش گیاهان در دشت های شنزار زمینه نقاشی ها، حالت نمایش تنه درختان و آرایش شاخ و برگ آنها و حالت باوقار و سنگین        پیكره های انسانی.

در مكتب هرات همچنین آخرین دوره ی  درخشان نقاشی شامل تصویرگری، احساس زنده ی طبیعت، زیبایی تركیب (Composition) و ظرافت و زنده بودن اشكال به اوج پیشرفت خود رسید و نسخه مصور كتاب (ظفر نامه) شرح فتوحات امیر تیمور از زیباترین نقاشی های مینیاتوری این دوره به شمار می رود.                   

ظهور كمال الدین بهزاد كه مكتبی به نام وی در شهر هرات پدید آمد از بزرگترین رویدادهای هنری این دوره در نقاشی و مینیاتور به شمار می رود. این هنرمند برجسته شیوه ها ی خاص مكتب  تیموری را به حد كمال رسانید و مسیر بعدی  تكامل نقاشی ایران را تعیین كرد.بهزاد نخستین استاد دوره ی نماساز ایران بود و از زیر كلك سحّـار و افسونگر او مضامینی همچون ستایش طبیعت در بیان هنری، توصیف حالات دقیق روان شناختی و بیان شور عارفانه به اوج خود رسید. سبككلاسیك بهزاد در نگارگری و چیره دستی وی در ترسیم تصاویر و خطوط به همراه هماهنگی و نرمی و آرامش، او را به یكی از بزرگ ترین نقاشان تاریخ ایران بدل ساخته است كه در مینیاتورهای خود صلح و صفا و بهار و دوستی را به تصویر می كشید. از شاهكارهای این مینیاتوریست بزرگ دو نسخه خطی خمسه نظامی، نسخه خطی لیلی و مجنون، بوستان سعدی، نسخه خطی ظفرنامه و تصاویری از سلطان حسین بایقرا، شاهزاده ای ترك و درویش و متفكر است كه هر یك نبوغ این نقاش برجسته را به نمایش می گذارند. جدای از هنر نقاشی، خطاطی و خوشنویسی نیز در این روزگار مراحل تكامل را پیموده و به اوج پیشرفت خود رسید. در عهد سلطنت شاهرخ فرزند وی شاهزاده بایسنقر میرزا فرهنگستان گونه ای در هرات ایجاد كرده كه نقش مهمی در ترقی نقاشی و خوشنویسی و فنون مربوط به كتاب را به دنبال داشت. وی هنرمندان را از سراسر امپراتوری  در دارالعلم خود گرد آورد و شاهكارهایی تحت نظارت این شاهزاده هنرمند و هنرپرور پدید آمد.

 خوشنویسی در این دوران بسیار پیشرفت نمود و استاد خواجه میرعلی تبریزی خط نستعلیق را اختراع كرد كه بعدها رایج ترین خط در ایران گشت. استاد سلطان علی مشهدی و جعفر بایسنقری خطاطان بزرگ آن عهد بودند كه هر یك در شناسایی شیوه ها و خطوط و قواعد خط و استنساخ كوشیدند و آثار بی نظیری از خود به یادگار گذاشتند. بزرگ ترین شاهكار هنری خطاطی مكتب هرات كتاب خواجوی كرمانی رقم استاد میرعلی تبریزی با خط نستعلیق است.

شاهنامه بایسنقری از دیگر جلوه های هنری این دوره است كه جعفر بایسنقری آن را به خطی بسیار زیبا نسخه برداری كرده است.

هنر صحافی نیز در این دوره بسیار ترقی نمود و ساخت جلد كتاب با چرم در عهد تیموریان رواج یافت. در این عهد هر دو جلد كتاب و قطعه اضافه كه برای حفظ لبه های كتاب به كار می رفت به طرز هنرمندانه نقاشی می شد. داخل جلد نیز تزئیناتی شامل نقش حیوانات مختلف را در بر می گرفت. برای تزئین سطح خارجی جلد این گونه كتاب ها پر پیچ و خم ترین طریقه های فنی به كار می رفت، صحنه های طبیعی و اشكال حیوانات به وسیله مهره های قالبی فلزی و زیر فشار بوجود می آمد و تزئینات بدون تصویر به وسیله بكار بردن قالب های كوچك زیادی عملی می گشت، مطلا ساختن و به كار بردن رشته های طلا و برجسته كاری نیز معمول بود. این طریق صحافی و جلد سازی تأثیر فراوانی در توسعه این فن در اروپا داشت و روش های فنی این صنعت بعدها توسط اروپاییان به كار گرفته شد.

هنرهای مستظرفه و فلزكاری نیز در این دوره رونق داشت و آثار بدلی چینی و فلزی تزئینی با ظرافت و دقت فراوان ساخته می شدند. ظروف و اشیاء تجملی دوره تیموری با فلزات گرانبها تزئین می شدند و از لحاظ هنری شاهكارهایی خیره كننده به شمار می رفتند. بشقاب های نقره با نقش و نگارهای قطعه قطعه از طلا یا صفحات مطلا و گل و بو ته های برجسته از سنگ های قیمتی با لعابی شیشه ای از یادگارهای منحصر به فرد این دوره است. هنر پارچه بافی نیز رو به تكامل بود و باستان شناسان از روی لباس اشخاص و پرده های نقاشی شده ثابت كرده اند كه سبك پارچه های ضخیم و پر نقشه و براق دوره مغول جای خود را به طرح های بازتر و روان تر آن در عهد تیموری داده است. شاهكارهای هنرمندان این دوره شامل ظروف پر نقش و نگار سفالی و فلزی به رنگ های سیاه در زیر لعاب سبز و یا فیروزه ای مزین به نقش های اسلیمی و گیاهان، امروزه و زینت بخش موزه های معروف جهان است و از شكفتگی جلوه های مختلف هنری آن عصر حكایت دارد مینیاتورهای به جا مانده از استادان بزرگ دوره تیموریان شامل استاد كمال الدین بهزاد، آقا میرك، حاجی محمد، محمد هروی و میرعلی تبریزی نیز در موزه های ایران، مصر، پاریس، انگلستان، روسیه و آمریكا چشم های بینندگان را مجذوب زیبایی خود می نمایند.

تاریخ هنر ایران

هدف تاريخ هنر عبارت است از شناخت و ارزيابى هنر از هر زمان و مکانى که آمده باشد. هنر و تاريخ تنها در عرصهٔ فرهنگ اين‌چنين در کنار هم قرار مى‌گيرند. هر اثر هنرى رويدادى است پايدار؛ اين اثر متعلق به هر دوره‌اى که باشد، تا مدت‌هاى مديد پس از روزگار خويش باقى مى‌ماند و به حياتش ادامه مى‌دهد. اثر هنرى همزمان يک شى‌ء و يک رويداد تاريخى به شمار مى‌آيد.
قدمت تمدن و فرهنگ در خطّهٔ فلات ايران به چند هزار سال قبل از ورود آريائى‌ها باز مى‌گردد. اقوام آريايي، احتمالاً از اوايل هزارهٔ اول ق.م در فلات ايران ساکن شده و نام خود را بر آن نهادند. واژه ايران مشتق از صورت قديمى آريانا، يعنى سرزمين آريايى‌هاست. بنابراين تاريخ هنر ايران، آثار متنوعى را از دوران‌هاى ماقبل تاريخ تا سده‌هاى اخير در محدودهٔ اين سرزمين وسيع در بر مى‌گيرد. هنر ايرانى داراى ويژگى‌هاى ماندگارى است که آن‌را از ساير هنرهاى جهان متمايز و مشخص مى‌سازد.


تمدن سیلک چشمه علی و تپه حصار
دوره مفرغ
عصر آهن
تمدن زیویه و حسنلو
هنر اَملَش و مارلیک
بررسى و تشخيص عميق‌ترين ريشه‌هاى هنر ايرانى براساس يافته‌هاى باستان‌شناسان به‌طور کامل امکان‌پذير نيست.
ساکنين فلات ايران از عصر پالئوليتيک (پارينه‌سنگي) تا عصر نئوليتيک (نوسنگي) در کوهستان‌هاى محيط بر اين فلات زندگى مى‌کردند و آثارى از فرهنگ بروى خود به جا گذاشتند. بعدها که دره‌ها شروع به خشک شدن نمودند، آنها به غارها مهاجرت کردند. طى حفرياتى که در ناحيهٔ کرمانشاه انجام شد و کاوش‌هاى غار بيستون، ابزارهايى همراه بقاياى استخوان‌هاى انسان در لايه‌‌هاى غار کشف شد. در خلال دوران غارنشيني، انسان بيستون در ساخت ابزار و آلات دقيق‌تر شد. اين وسايل با آن‌چه در سوريه و شمال عراق ساخته مى‌شد قابل مقايسه است.
تصاوير منقوش بر صخره در غارهاى لرستان از قديم‌ترين آثار مکشوفه در فلات ايران به‌شمار مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌⠠??‌آيد؛ موضوع اين تصاوير جانوران به‌همراه آدميان است که با رنگ‌هاى زرد، سياه و قرمز کار شده است. قدمت اين آثار را حدود پانزده هزار سال ق.م تخمين زده‌اند که تقريباً مقارن با تصاوير غار لاسکو در فرانسه مى‌باشد.

تالار گاوها،ديوار سمت چپ غار لاسکو15000-10000ق‌م.دوردوني، فرانسه
صاحبان اين آثار از طريق شکار دسته‌جمعي، صيد ماهى و جمع‌‌آورى ريشه و برگ گياهان غذاى خود را به‌دست مى‌‌آوردند.
موضوعات مورد علاقهٔ هنرمند پيش از تاريخ عموماً نقوش حيوانات محل زندگيش بوده است که علاوه بر جنبهٔ تزئيني، بيانى براى بيم‌ها، اميدها و علائمى براى استعانت از قواى طبيعت درم مبارزهٔ دائمى حيات به‌شمار مى‌‌آيد.
از دورهٔ پارينه‌سنگى نجد در ايران، در کاوش غارى در تنگ پَبده (کوه‌هاى بختيارى شمال شرقى شوشتر) ابزارها و سلاح‌هايى از سنگ ناصاف (چکش سنگي، پيکان و تيغه تبرسنگي) به‌‌دست آمده است.
دورهٔ نوسنگى در ايران از ميانهٔ هزارهٔ هفتم ق.م آغاز مى‌شود و آثار برجاى مانده از آن عمدتاً ابزارهايى از سنگ صيقل خورده‌اند.
کشاورزى و اهلى کردن حيوانات احتمالاً از حدود هزارهٔ ششم ق.م در ايران آغاز شده است. دربارهٔ اين دوران کهن، يافته‌‌ها و مدارک موجود، ناکافى به‌نظر مى‌رسد.

اين عکس جزئى از تصوير فوق است. طول گاو تقريبا 345 سانتى متر
هزارهٔ پنجم تا سوم ق.م در ايران دورهٔ ”مس و سنگ“ شناخته شده است و فلز مس در ساختن اشياء بکار مى‌رفت. گرچه ابزارهاى سنگى هنوز کاربرد داشتند. سفالگرى منقوش و مُهرهاى کنده‌کارى شده با علامات و اشکال هندسى در اين دوره رواج يافت. به يقين نمى‌توان گفت که فلات ايران زادگاه سفال منقوش باشد؛ اما اين فرضيه دور از واقعيت نيز به نظر نمى‌رسد.
در سده‌هاى نخستين هزارهٔ چهارم ق.م تزئينات واقع‌گرايانه جايگزين اشکال ساده و نامنظم برروى سفالينه‌ها شدند. انسان با کمک ابزارهاى بهتر جام‌هايى به رنگ سرخ توليد کرد و تصاويرى از حيوانات را با خطوط سياه‌رنگ بر آن نقش نمود. به‌طورکلى در هزارهٔ چهارم قبل از ميلاد شکل ظروف پيچيده‌تر شدند. با کمک چرخ، سفالينه‌ها بهتر و ظريف‌تر ساخته شدند و ظروف سفالين به دليل ساخته شدن کوره‌ها رنگ‌هاى متنوعى به خود گرفتند. گرايش به ساده‌گرايي، برجسته نمايى يکى از ويژگى‌ها و ترکيب‌گرايى بيشتر شد.
در اواخر هزارهٔ چهارم ق.م قومى به نام عيلاميان، تمدن عيلام را در جنوب غربى ايران، شامل خوزستان و قسمتى از فارس کنونى و نيز بخش جنوبى زمين‌هاى پَست دجله و فرات بنياد نهادند که پايتخت‌شان شهر شوش بود. سفالينه‌هاى نخودى رنگ مکشوف در کاوش‌هاى شوش که به زيبايى و ظرافت مشهورند، نمايانگر صنعت پيشرفتهٔ سفالگرى آن سامان‌اند. عيلاميان ابتدا خط تصويرى و سپس نوعى خط ميخى به کار مى‌بردند و همواره با سومرى‌ها و بابلى‌هاى ارتباط داشتند. به‌نظر مى‌رسد که تمدن عيلامى از نظر زبان و ديگر جنبه‌هاى فرهنگ ويژگى‌هاى مستقل داشته است. زيگورات چغازنبيل واقع در نزديکى شوش به معابد برج مانند بين‌النهرين شبيه است. حجارى نقوش برجسته، فلزکارى و آجرهاى لعابدار منقوش در عيلام رايج بود. همچنين عيلاميان در زمينهٔ بافندگى و قلابدوزى پيشرفته بودند.
از همان ميانهٔ هزارهٔ پنجم ق.م در بخش‌هاى مرکزى و شمال شرقى ايران، تمدن‌هايى چون تپه سيلک [کاشان] و تپه حصار [دامغان] شکل گرفتند.

هنر هخامنشى

صنایع دستی
حجاری و پیکر تراشی
معماری
با انقراض دولت عيلام توسط آشور بانيپال فرمانرواى قهّار آشور در سال ۶۴۵ ق.م زمينه براى به قدرت رسيدن اقوام آريايى ماد و پارس فراهم شد.
پارس‌ها با استقرار در خوزستان، شوش را به‌عنوان پايتخت خويش قرار دادند و مادها در اطراف همدان ساکن شدند.
در ۵۵۹ ق.م کوروش پادشاه ماد را مغلوب کرد و امپراطورى خود را از آسياى صغير تا خليج‌فارس بسط داد و دو کشور آشور و بابل را ضميمهٔ ايران کرد و سپس به آباد کردن مملکت و ساختن بناهاى عظيم پرداخت.
عالى‌ترين بناى اين عصر در شهر پاسارگاد که پايتخت ايران بود تأسيس شد. بقاياى کاخ کوروش در پاسارگاد نمايانگر معمارى باشکوه و تزئينات متأثر از هنر اورارتو و آشور و بابل است. به اين طريق او کشورش را وارث اين سه تمدن معرفى نمود. او براى ساختن کاخ‌ها و بناهاى پايتخت خود، صنعتگرانى از مليت‌هاى مختلف را به‌کار گمارد.
داريوش و خشايارشا کاخ‌هاى تخت‌جمشيد را باشکوه هرچه تمام‌تر به‌وجود آوردند. در شوش و ساير مکان‌ها نيز شيوهٔ معمارى هخامنشى بچشم مى‌خورد.
عقايد پارسيان مشتق از تعاليم زرتشت و مبتنى بر خوبى و بدى بود. آيين پرستش اهورامزدا (روشنايي) در آتشگاه‌هاى سرگشاده اجرا مى‌شد؛ به همين دليل از پارسيان باستان معمارى دينى کمتر باقى‌ مانده است؛ ليکن کاخ‌هاى هخامنشى که محل اجراى آيين‌هاى بزرگ از جمله مراسم جشن نوروز بود، باشکوه تمام باقى ماند.
شاهنشاهى ايران در دوران فرمانروايى داريوش اول و خشايارشا (۵۲۱-۴۶۵) از مجموع دو امپراطورى مصر و آشور وسعت بيشترى داشت. اين امپراطورى عظيم تا دويست سال با قدرت و وسعت دوام آورد.

صنایع دستی

هنرمندان هخامنشى در مقياس‌هاى بسيار کوچک نيز استادى و مهارت خود را نشان داده‌اند. آنها در کار فلز يعنى طلاسازي، نقره‌کارى و ... مهارت کافى داشته‌اند. يکى از بهترين نمونه‌هاى اين هنرها، يک جفت دسته‌ٔ جام مشروب‌خورى است که به شکل بز کوهى بالدار ساخته شده است. (يکى از اين‌ها در موزهٔ لوور ديگرى در موزهٔ دولتى برلن است.) اين نمونه از نقره با مرصع طلا ساخته شده؛ فرم بدن اين جانور و انحناى ملايم بال‌ها، آرامشى را در حرکت به بيننده القاء مى‌کند. منبع اصلى الهام اين بز بالدار را بايد در مفرغ‌هاى لرستان جستجو کرد.


در زمان فلزکاري، ضرب سکه نيز در اين دوران و در زمان داريوش براى اولين بار اتفاق افتاد.
يکى از اشياء معروف اين دوره ”گنج جيحون“ است که در موزهٔ بريتانيا قرار دارد. از زيباترين قطعات تزئيني، کاسهٔ طلايى خشايارشا و کاسهٔ طلايى ديگرى به نام داريوش (داريوش دوم) مى‌باشد؛ که اولى تزئينات کاملى اما دومى بسيار ساده و بى‌آلايش است.
ساير اشياء نفيس مانند مجسمهٔ شاه و يکى از مؤبدان و اَرابه‌ و سواران از طلا و دو شمشير طلايى خالص را نيز مى‌توان بر شمرد. همچنين دو جام شراب نقره که يکى در موزه بريتانيا و ديگرى در موزهٔ ارميتاژ لنينگراد است. نمونه‌هايى نيز از دستبند و گوشواره‌ها طلا از اين دوره موجود مى‌باشد.
در مجموع هنر هخامنشى نشانهٔ شکيبايى و ذوق سليم هنرمندان و صنعتگران اين دوره مى‌باشد.
آنچه مسلم است تحولات هنرى در عهد هخامنشى در نيمهٔ قرن پنجم ق.م به نهايت درجهٔ کمال رسيد. متأسفانه بعد از سلطنت اردشير دوم اين هنر عالى رو به انحطاط نهاد.

حجارى و پيکرتراشى

بیستون
تخت جمشید
بيستون
نقش برجستهٔ بيستون شامل پيکرهٔ داريوش بزرگ و دوازده تن ديگر است که در يک رديف بر روى ديوارهٔ بلندى ساخته شده است. نقش شاه از همه بزرگ‌‌تر است و در برابر او نُه اسير با دست‌هاى بسته و گردن‌هاى در ريسمان ايستاده‌اند که لباس‌هاى متفاوتى دارند که نشانهٔ مليت‌هاى مختلف آنها مى‌باشد؛ گزارش داريوش نيز مؤيد اين مطلب است. اين گزارش به سه زبان فرس قديم، عيلامى و بابلى نگاشته شده است و در بالاى سراسيران علامت اهورامزدا نقش شده؛ در مجموع نقش برجستهٔ بيستون ساده و خشک است. نقش داريوش احتمالاً شبيه به خودش بوده و قد او نيز در اندازهٔ طبيعى ساخته شده است. عالى‌ترين کتيبهٔ هخامنشى نيز در بيستون قرار دارد که در آن داريوش وقايع اوايل سلطنتش را شرح مى‌دهد.

تخت‌جمشيد
جالب‌ترين نقش برجسته‌هاى مجموعهٔ تخت‌جمشيد بر بدنهٔ پلکان دو سرى است که به تالار بارعام مى‌پيوندد و راه رسيدن به آپادانا محسوب مى‌شود. اين پلکان عريض و آراسته، با نقش برجسته‌هايى از سپاهيان با وقار در حال گام برداشتن تزئين يافته است. حالت تشريفاتى و تکرار سوزون اين نقوش، نقش برجسته را در خدمت معمارى قرار مى‌دهد که از خصوصيات پيکرتراشى ايران در اين دوران است.

نقش برجسته‌هاى کاخ تخت‌جمشيد معمولاً صحنه‌ها را در محل وقوع آن مجسم ساخته‌اند، مانند صف‌‌آرايى سپاهيان کاخ$ پاسدارى نگهبانان؛ باريافتن نمايندگان ملت‌هاى - خراجگزار با هدايا و خراج‌ها؛ حمل ظروف توسط خدمتکاران؛ ورود شاه و خروج شاه از اتاق‌ها؛ حضور يافتن درباريان به پيشگاه شاه. گفته مى‌‌شود اين نقش برجسته‌ها نمايش کوچکى است از جشن‌هايى که در آغاز سال نو در محل کاخ تخت‌جمشيد برگزار مى‌شده است.
در نقش برجستهٔ قصر آپادانا، تعدادى گونه‌هاى حيوانات که در آنها تلاش در بازنمايى نسبى طبيعت شده، به چشم مى‌خورد. اين حيوانات در سنگ حک شده يا با مفرغ ساخته شده‌اند و نقش محافظ و نگهبان را برعهده داشته‌اند.
تنوع زبان در امپراطورى هخامنشى موجب تنوع کتيبه‌‌ها شده است. اين کتيبه‌ها برخى بر لوحه‌هاى گلى و يا بر استوانه‌‌ها حکاکى شده‌اند. از تصاوير مکرر بر روى استوانه‌ها تصوير شاه با رداى بلند و تاج کنگره‌دار است. اين تصويرها (تصوير شاه) مظهر و نشانهٔ دولت هخامنشى بوده است.
وجود تکه‌هاى رنگى در بخشى از اين نقش برجسته‌ها حکايت از آن دارد که بخش‌هايى از آن‌ها رنگى بوده‌اند.

معماری-پاسارگاد

بعد از غلبهٔ کوروش بر پادشاه ماد در سال ۵۰۵ ق.م وى اقدام به ساختن بناهاى عظيم نمود. عالى‌ترين نمونه اين دوران در شهر پاسارگاد تأسيس شد.
پاسارگاد شامل کاخ‌ها، معبد و مقبره شاهنشاه است. بخشى که کاخ‌ها در آن قرار دارد و با ديوارى احاطه شده، شامل ورودى عظيم و درگاه بزرگى که توسط گاوهاى بالدار و بزرگ محافظت مى‌شده است.
در شمال غرب اين کاخ عظيم، تالار پذيرايى واقع است که در بخش مرکزى آن دو رديف ستون به ارتفاع ۱۳ متر موجود مى‌باشد. سرستون‌ها معمولاً به شکل سر گاو نر، شير شاخدار و سر اسب بوده است.
بناى ديگر تالارى است به طول ۲۴ متر و عرض ۲۲ متر؛ که سى ستون در شش رديف در آن موجود مى‌باشد. سرستون‌ها از گچ ساخته شده و با رنگ‌هاى قرمز سير، فيروزه‌اي، آبى آسماني، سبز، زرد و قهوه‌اى روشن رنگ شده است. بى‌گمان اين رنگ‌ها متناسب با رنگ پرده‌ها انتخاب شده و با رنگ سياه و سفيد ستون‌ها و کف، هماهنگى خاصى به‌وجود مى‌آورده است.
پاسارگاد در زمان داريوش و تغيير پايتخت به شکل يک مرکز مذهبى باقى ماند و به عنوان محل تاجگذارى شاهان مورد استفاده قرار گرفت.
بى‌گمان شاهکارها و بدايع معمارى تخت‌جمشيد، متأثر از بناهاى پاسارگاد، خلق شده است.

پازارگاد، فارس، مقبره کوروش، سده 6 ق.م
داريوش دستور داد روى تپهٔ مجاور کاخ آپادانا، تالار بارعام ساخته شود. اين تالار به سه رديف ستون ۱۲ تايى مزين است که طول هر يک حدود ۲۰ متر مى‌باشد. سرستون‌ها بيشتر به‌شکل نيم‌تنه دو گاو نر ساخته شده که پشت به‌ پشت هم داده‌اند. در ساختمان اين شهر از کارگران مصري، بابلي، مادى و ... استفاده شده است. آپادانا نيز مانند تالار بارعام تحت حمايت شيران بالدار، شيردال‌ها، سرشيران شاخدار و ... قرار داشته که همه با آجر لعابدار ساخته شده‌اند. شوش در آن زمان بزرگ‌ترين پايتخت جهان و درخورِ عظمت و جاهِ سلطنت هخامنشى بوده است. امپراطورى وسيع داريوش احتمالاً در سال ۵۲۱ ق.م شوش را پايتخت خويش قرار داد.

معماری-تخت‌جمشيد

مجموعهٔ تخت‌جمشيد که در فلات مرتفع شرق درهٔ بين‌‌النهرين قرار داشته، در فاصلهٔ سال‌هاى ۴۶۰ و ۵۲۰ ق.م توسط داريوش و خشايارشا ساخته شد. داريوش بدون آن‌که پاساردگاد را رها کند، تخت‌جمشيد را پايتخت جديد خود قرار داد. هنرمندانى که بناهاى شوش را ساخته بودند براى ساختن آپادانا به تخت‌جمشيد احضار شدند. اين پايتخت، نماد و رمزِ وحدت امپراطورى هخامنشى بود. اين بناى عظيم که يونانى‌ها آن‌را پرسپوليس مى‌نامند، بر فراز مصطبهٔ سنگى بزرگى با قصرهاى متعدد و تالارهاى بارعام عظيم بنا گرديده است. از خرابه‌هاى آن مى‌توان دريافت که اين قصر، شکوه و جال بى‌مانندى درخور عظمت امپراطورى ايران قديم داشته است. طرح بناها از خود داريوش بود و جانشينان او، فقط کارهاى او را ادامه دادند.

تخت جمشيد، کاخ صد دروازه

کاخ دروازه ملل
داريوش در هر سال و در آغاز سال نو و بهار، ميهمانى‌ها و پذيرائى‌هاى باشکوهى براى تبرک و تقديس وحدت دولت هخامنشى به‌راه مى‌انداخت.
در بناى تخت‌جمشيد از سنگ، چوب و آجر که به آسانى در دسترس بود استفاده شده است. از سنگ در ساختن دروازه‌ها، پلکان‌ها و ستون‌ها؛ از آجر در ساختن ديوارها و از چوب براى سقف‌ها و ستون‌هاى کوچک‌تر استفاده مى‌شد. ستون از اساسى‌ترين عناصر معمارى تخت‌جمشيد به‌شمار مى‌‌آيد.
در مدخل اصلى بنا، دو رشته پلکان دو طرفه وجود دارد که از سنگ‌ەاى بزرگ ساخته شده است. اين پلکان پهن و کوتاه امکان رفت و آمد جمعيت زيادى را به سهولت در خود داشته است. در بالاى پلکان، سردر بزرگ که به امر خشايارشا ساخته شده قرار دارد و در طرفين آن چهارگاه و بالدار با سر انسان، وظيفهٔ محافظت از قصر را برعهده دارند.
بعد از مدخل بزرگ وارد حياطى مى‌شويم که تالار عظيم آپادانا در سمت راست آن واقع شده است. اين بنا که در زمان داريوش شروع شد تا ايام سلطنت خشايارشا به پايان نرسيد. مساحت اين تالار در حدود ۳۶۶۰ مترمربع است که توسط ۳۶ ستون سنگى به ارتفاع ۱۲ متر نگهدارى مى‌شده است. اين بنا تأثير بصرى خاصى در بينندهٔ خود به جا مى‌گذارد.
تالار صد ستون که سمت مشرق آپادانا قرار گرفته، در واقع تالار تاجگذارى مى‌باشد. بعد بناى کوچکى که در جنوب غربى تالار صد ستون قرار دارد که گويا بناى معبد بوده است؛ به اضافهٔ اتاق‌هاى اندرون پادشاهى و نيز جايگاه خزانه و ساختما‌ن‌هاى مخصوص تهيهٔ اسباب و خوراک و خوابگاه خدمتکاران و مباشران؛ از ديگر بناهاى تخت‌جمشيد به‌شمار مى‌آيد.
مقبرهٔ داريوش در صخرهٔ شيب‌دار نقش رستم واقع است. مقابر جانشينان او نير در کنارش قرار دارد. اين مقابر داراى يک الگو در ساخت هستند.
در نقش رستم مقابل مقابر سلطنتي، يک کانون مذهبى همراه با يک آتشکده به‌شکل برج مربع وجود داشته که کعبهٔ زرتش ناميده مى‌شود.

هنر اشکانى و پارتى

 آثار سفالی و فلزی
معماری حجاری و نقاشی
اسکندر مقدونى در سال ۳۳۱ ق.م به سوى ايران لشکرکشى کرد و پس از چند پيروزيِ بزرگ، سلسلهٔ هخامنشى را منقرض و سراسر ايران را تسخير نمود.
فتوحات اسکندر راه را براى نفوذ هر چه بيشتر غرب گشود و در هنر ايرانى شکاف ايجاد نمود. سلوکيان که از جانشينان اسکندر محسوب مى‌شدند و بخش اعظم امپراطورى هخامنشى را تصاحب کرده بودند، سلسله‌اى را بنا نهادند و پس از آن گرايش يونانى در فرهنگ و هنر ايران پديد آمد و فضاسازى سه بعدي، جامه‌پردازى و نمايش حالات و حرکات جاى سنتِ هنر هخامنشى را گرفت و تحولى در هنر ايران ايجاد کرد. در آن دوران، زمان و فرهنگ و آداب يونانى نيز در ايران اشاعه يافت.


فتح مجدد ايران توسط پارت‌ها بسيار طولانى بود. پارت‌ها يک قوم آريايى بودند که امپراطورى جديدى را در ايران بنيان نهادند. آنها هجوم خود را در سال ۲۵۰ ق.م آغار کردند. پارت‌ها قومى بودند ساکن استپ‌هاى واقع در فاصلهٔ درياى خزر و درياچهٔ آرال؛ که زندگى چادرنشينى داشتند. آنها توانستند بر ايالاتى از شمال و مشرق ايران دست يابند و به قصد براندازى دولت سلوکى رو به مرکز و مغرب ايران آوردند و سرانجام با پس راندن سلوکيان به سوى بين‌النهرين و سوريه و تصرف خاک ايران پادشاهى بزرگ اشکانى را در حدود سال ۱۶۰ ق.م به فرمانرواييِ مهردادِ اول تأسيس کردند.
منابع غيرکلاسيک اعم از ايرانى و ارمنى و سريانى و چينى و عربى به غير از اسناد هنري، اين قوم را قوم اشکانى ناميده‌اند و نام اين سلسله نيز از نام پادشاه آنها ارشک مشتق شده که طبق اشاره بعضى منابع کهن، از اهالى بلخ (باکتريا) بوده است.

 

در هنر پارتى دو دوره و مرحله شناسايى شده است:
۱. مرحلهٔ نخستين که از حدود سال ۲۵۰ ق.م شروع و تا جلوس مهرداد دوم به تخت سلطنت ادامه مى‌يابد. در اين دوران سبک‌هاى سنتى ايران بسيار بى‌قوت بودند. اين سبک‌ها به همراه گرايش‌هاى فرهنگ هلنى و يونانى - ايرانى به موجوديت خود ادامه دارند
۲. مرحله دوم که به دنبال مرحلهٔ نخست آغاز گشت و دورانِ پارت‌ها را در بر گرفت و تا سقوط اشکانيان و ظهور امپراتورى ساسانى ادامه يافت. اين دوره حاوى هنر واقعى پارتيان بود.
به‌هرحال نبايد فراموش کرد که طبيعتاً اوضاع جغرافيايى مراکز مختلف، همراه با ساختار و بافت اجتماعى نيز فعاليت‌هاى هنرى پارتيان را تحت تأثير خود قرار داده است.
نخستين پايتخت پارت‌ها يعنى ”نسا“ در نزديکى شهر جديد عشق‌آباد برپا شد. هنر نوظهور پارتي، ترکيب و پيچيدگى ساختار خود را در معمارى نسا به نمايش گذاشت.
در دورهٔ پارتى هنرهاى چندى وجود داشت که بازتابى از آشوب‌هايى بود که به ايران لطمه وارد مى‌ساخت. اين هنرها شامل هنر خود ايران؛ هنر ايرانى - يونانى و هنر و فرهنگ هلنى بود. جنبهٔ التقاطى هنر يونانى - ايرانى بويژه در آثار معمارى قابل رؤيت است. مثلا‌ً در کُرهه معبدى با پلان يونانى وجود دارد که ستون‌هاى آن از الگوهاى هخامنشى اقتباس شده است.
در زمان اشکانيان خط ميخى جاى خود را به خط پهلوى اشکانى داد. در ابتدا اشکانيان نيروهاى طبيعى مثل ماه و خورشيد را مى‌پرستيدند؛ اما به آيين مزديستى وفادار بودند. آثار موجود نشان مى‌دهد که بيشتر سلاطين پارتى به اين آيين‌ گرويده‌اند و آتشگاه‌ها و معابدى به دست شاهان اشکانى ساخته شد. اما به‌طورکلى نسبت به مذهب سخت‌گير نبودند و پيروان مذاهب ديگر را در کنار خود داشتند.
از بررسى اندک آثار به‌دست آمده از تمدن و هنر اشکانى اين موضوع آشکار مى‌شود که اشکانيان به‌تدريج در طول امپراطورى خود، نفوذ فرهنگ و هنر يونانى را محو و ويژگى‌هاى هخامنشى را احيا کردند.

آثار سفالى و فلزى

پارتيان علاقهٔ زيادى به جواهرات و آثار زرين و سيمين داشته‌‌اند يک پيکرهٔ مفرغى بزرگ که از پرستشگاه شَمى در کوه‌هاى جنوب غربى ايران به‌دست آمده است و اشياء مفرغي، سيمين و سفالى که در آنها حيوانات بازنمايى شده‌اند از ديگر آثار هنرى اين دوران به‌شمار مى‌آيد.


به‌کار بردن مفتول طلا به شيوهٔ خاتم‌کارى در نقره و گوشواره‌هايى به‌شکل خوشهٔ انگور نيز از ويژگى‌هاى طلاکارى و نقره‌کارى پارتى است که به سبک هخامنشى نزديک است.
در هنرهاى سفالينه پارتى علاوه بر توليد وسيع و گسترده‌اى از ايماژهاى کوچک نذرى از الهه‌ها، تمايلى هم براى خلق پيکره‌هاى متعدد از زندگى عادى (سوارکاران، جنگجويانِ در حال استراحت، پيکرهٔ زنان) ديده مى‌شود. لوحه‌ها و مهرهايى هم به‌دست آمده که روى آنها صحنه‌هاى شکار و صحنه‌هاى رمزى مذهبى نقش شده است.
در زمينهٔ سفالينه‌هاى لعابدار غير از چندين جام شاخى زيبا با نقوش ظريف، جامِ کوزه و سه‌‌پايه نيز به‌دست آمده است.
سفال‌هاى لعابدار عهد اشکانى غالباً دو رو هستند و نقوش زيادى ندارند. اين لعاب‌ها بيشتر به رنگ سبز و فيروزه‌اى مى‌باشند. مهمترين نمونه سفال‌سازى دورهٔ پارتى تابوت‌هاى سفالى لعابدار است؛ آنها مردگان خود را در اين تابوت‌ها قرار مى‌دادند و در مفدن‌ها دفن مى‌کردند؛ اما جسد کودکان را در سبوهاى سفالى دهن گشاد مى‌نهادند.
بر روى هنر اشکانى خاصيت مرحله‌اى و انتقالى را داشت که از يک‌سو به هنر ساسانى و از سوى ديگر به هنر بيزانسى راه يافت. بعضى خاورشناسان معتقدند که هنر چينى‌ها تحت نفوذ هنر پارتى قرار گرفته است.
به‌طورکلى کشور ايران در اين دوره هنر وسيعى بوده است و اين دوره در تجديد و احياى روح ملى ايران اهميت بسيار دارد.

معمارى، حجارى و نقاشى

 پارتيان در طول پنج قرن شاهنشاهى خود شهرهاى بزرگى ساخته‌اند که از آن جز اندک خرابه‌اى نمانده است. اشکانيان بانيان شهرهاى بزرگ تيسفون و هنزه در بين‌النهرين بوده‌اند. در قلمرو شهرسازى قبل از همه بايستى حضور مداوم نظاميان و به تبع آن جامعه ملکو‌ک‌الطوايفى و طبقاتى و ناموزون پارتى را در نظر گرفت. اين شهرها يا پلان مدور داشتند که منبعت از سنن کهن آسياى مرکزى بود؛ يا راست خط بودند که ظاهراً منشأ هلنى داشته است؛ گاهى هم ساختمان‌هاى منفرد و مستقلى براساس پلان ”بابلي“ همراه با يک حياط مرکزى نظير قصر آشور و يا برپايهٔ پلان ايرانى همراه با اقتباس آزاد از ايوان همچون کاخ هاترا ساخته مى‌شد.
در معمارى اشکانى طاق گهواره‌اى و قوس رواج داشته؛ ايوان نيز از ابداعاتِ پارتيان است که به معمارى دوره‌هاى بعد انتقال يافت. در واقع ايوان رمز و نمادى از چادر خانه‌به‌دوشان بوده است.
گچبرى نيز از هنرهاى پارتيان بوده که قبل از آنها ديده نشده است. اما مورد استفادهٔ آن به درستى معلوم نيست که آيا براى تزئين داخلى بنا بوده يا براى نقاشى ديوارى به‌کار مى‌رفته است. نمايش پيکره‌ها از روبرو براى هنرمند پارتى بسيار مهم بود. و نمايشگر يک سنت تداوم يافته مى‌باشد. انسان از روبرو و با چهرهٔ تمام رخ و چشمان خيره به نگرنده که از هنر بين‌النهرين باستانى سرچشمه گرفته بعداً توسط اشکانيان به هنر ساسانى و از آن به هنر بيزانسى انتقال يافته است.
قديم‌ترين نقش برجسته پارتى متعلق به سال ۸۰ ق.م است که در بيستون قرار داشته است. موضوعات مهم نقش برجسته‌هاى اشکانى عبارتند از: اجراى مراسم؛ تشريفات سلطنتي؛ بخشيدن منصب‌ها؛ تشريفات مذهبى در برابر آتشگاه؛ جنگ؛ شکار و غيره. نقش برجسته‌هاى باقى‌مانده بر صخره‌هاى سَروَک و بيستون نمايشگر انحطاط يافتن اين هنر در دورهٔ اشکانى است.


عالى‌ترين اثر نقاشى در عهد اشکانى آثار منقوش در کوه خواجه در سيستان است که احتمالاً متعلق به قرن اول ميلادى مى‌باشد. در بخشى از اين نقوش رب‌النوع عشق يونان - اروس - را مى‌بينيم که بر اسبى سرخ رنگ سوار است. در بخش ديگر رامشگران و بندبازان و ساير خدايان يونان و شاه وملکه نقش گرديده‌اند. در اين مجموعه تأثير هنر يونانى ديده مى‌شود.
نقاشى ديوارى معبد ميترا در دورا - اوروپوس در کنارهٔ فرات بسيار ايرانى و پارتى است.

هنر ساسانى  

معماری
پیکر‌تراشی نقاشی و موزائیک
سفالگری فلزکاری و شیشه سازی
منسوجات
سرزمين فارس مهد ساسانيان و از مراکز مهم سلطنت هخامنشى بود. در سال ۲۲۴ بعد از ميلاد اردشير بابکان از خطّهٔ فارس بر اردوان پنجم پادشاه اشکانى غلبه يافت و امپراطورى مقتدرى را بنيان نهاد که تا سال ۶۴۲ بعد از ميلاد با قدرت تمام بر منطقهٔ پهناورى از سوريه تا شمال غربى هند فرمانروايى داشت و نفوذ هنرى و فرهنگيش تا فواصلى دور فراسوى مرزهاى کشورش گسترش يافت. چنان‌که اثر نقش و نگارهاى ساسانى بر هنر آسياى مرکزى و چين و بيزانس و حتى فرانسه باقى ماند.
سلسلهٔ‌ ساسانى که نامش را از ساسان، بزرگ پارس و موبَد موبَدانِ معبد آناهيتا در استخر فارس گرفته؛ آخرين امپراطورى ايران را قبل از سلطهٔ اسلام تشکيل داد.
دوران ساسانى از نظر سياسى و عقيدتى نمايندهٔ طغيان ملى ايرانيان عليه پارتيان بود؛ و هدف آن نيز احياى امپراطورى هخامنشى بود و اين هدف درهنر اين دوران نيز منعکس شد. اما در اين مسير آنها مقلد صرف نبودند؛ بلکه هنر آنها نمايانگر نيروى آفرينندگى مى‌باشد.

کاخ سروستان، ساسانيان
برجسته‌ترين فرد در امپراتورى ساساني، شاپور اول بود که همان داعيه‌هاى سياسى و هنرى داريوش بزرگ را در سر مى‌پروراند.
پس از غلبهٔ اردشير بر اردوان، ساسانيان حکومت ملّى واحدى را تشکيل دادند و درصدد برآمدند که دين و آيين واحدى را به رسميت بشناسند تا وحدت لازم را در حکومت خويش ايجاد نمايند.
آغاز سلطنت ساسانى مقارن بود با اوج قدرت مذهب بودا در شرق ايران از چين و هند و ژاپن و مسيحيت در غرب ايران و مذهب يهود که جاى خود را داشت. آنها مى‌بايست مذهبى را تقويت مى‌کردند که وحدت ملى‌شان را تضمين نمايد و با تحولات مذهبى شرق و غرب بيگانه نباشد. به‌همين دليل وقتى مذاهب جديدى توسط مانى و مزدک عرضه گرديد، ابتدا با اقبال شاهان ساسانى مواجه شد. مانى در زمان شاپور اول ظهور کرد و خود را فرستادهٔ خدا معرفى نمود. مانويت مذهبى تأليفى بود که در حقيقت اصول خود را از مذهب بودا، آيين مسيحيت و ديانت مزديستى و اعتقادات بابلى اخذ کرده بود؛ مذهب مانى برپايهٔ اعتقاد به مظاهر خير و شر و تضاد آنها بود.

شاپور اول ابتدا به مانى توجه کرد؛ اما روحانيان با نفوذ آيين زرتشتى عليه او شوريدند و او را محکوم کردند و مانويت در آسياى مرکزى مستقر گرديد و در مصر و سوريه پيشرفت‌هايى به‌دست آ‌ورد. با قتل مانى و سوزاندن رسالات او، آيين مزديستى تقويت شد و دين رسمى حکومت ملّى و واحد ساسانى قرار گرفت و اهورامزدا خداى واحد باقى ماند. متون اوستا از نو تدوين و روايات شفاهى ثبت و نوشته و وحدت مذهبى و ملى امپراتورى عظيم ساسانى را تکميل نمود.

طاق بستان، کرمانشاه، دوره ساسانيان
هنر ساسانى قالب‌ها و سنت‌هاى بومى ايران را احيا نمود و زمينه را براى بسيارى از ويژگى‌هاى هنر اسلامى مهيا ساخت. هنر اين دوران ذاتاً دربارى بود؛ اما قابليت و توان آن‌را داشت که از قلمرو زمان و مکان خود فراتر رود و به سرعت گسترش يابد در شکل‌گيرى هنر سرزمين‌هاى ديگر نقش قاطعى ايفا نمايد. مجموعهٔ وسيعى از نقش‌مايه‌ها و شمايل‌نگارى‌هاى و نيز طرح پلان‌هاى معمارى و مفاهيم زيباشناختى آن در سرزمين‌هاى خارج از ايران به ظهور رسيد.
دوران ساسانى از جهات زيادى شاهد ارزنده‌ترين دستاوردهاى تمدن ايرانى بود. اگرچه فتح ايران به‌دست اسکندر، راه را براى گسترش فرهنگ يونانى در آسياى غربى گشود؛ روح يونانى هرگز در اين سرزمين به‌طور کامل جذب نشد. در زمان اشکانيان مردمان خاور نزديک هنر يونانى را تفسير کردند و در دوران ساسانى اين واکنش ادامه يافت.
هنر ساسانى در واقع مقطع نهايى يکى از تحولات عظيم هنرى بود که حدود چهار هزار سال پيش از آن در بين‌النهرين آغاز شده بود.
اين هنر تأثير روشنى بر هنر بيزانس داشت. نقش‌برجسته‌هاى بى‌شمار بيزانس با الهام از الگوهاى ساسانى ايجاد شدند مانند آن‌چه در استانبول و آتن از نقوش حيوانات به‌وجود آمد. و موزائيک‌هايى که در کليساى پاناگيا آنجلو کتيستوس در جزيرهٔ قبرس قرار دارد نيز با توجه به هنر ساسانى به‌وجود آمده است. بعضى جنبه‌هاى معمارى بيزانسى بدون در نظر گرفتن هنر ايرانى قابل درک نخواهد بود.
امپراطورى بيزانس امپراطورى روم شرقى است که صاحب تمدن و تاريخ و هنرى خاصى بود که مدت هزار سال به حيات خود ادامه داد و توانست آميزه‌اى از هنر يونانى و رومى و خاورى را باعنوان هنر بيزانسى به‌وجود آورد.
موزائيکظهاى تزئينى نمازگاه خصوصى در نزديکى اورلئان (اواخر قرن ششم) شباهت کاملى به موزائيک‌هاى ورودى غار طاق بستان دارد.
کليساى سن فيليبرت در تورنى نيز يادآور کاخ ايوان کرخه است.
تأثير عميق طرح‌هاى ساسانى بر دست‌ساخته‌هاى مصرى و منسوجات سورى کاملاً به چشم مى‌آيد. نقش‌برجسته‌هاى تعدادى از تابوت‌هاى سنگى بربرها در فرانسه و اسپانيا با الهام از نقوش نساجى ساسانى شکل گرفته‌اند. برخى پيکرتراشى‌هاى ماقبل رومانسک و رومانسک در فرانسه و ايتاليا نيز تحت تأثير اين هنر خلق شده‌اند.
با سقوط شاهنشاهى ساسانى توسط اعراب، اسلام وارث واقعى هنر ساسانى گرديد؛ مفاهيم آن‌را اقتباس نمود و روح تازه‌اى به آن بخشيد.

 

منابع:

 

1-گشایش، فرهاد: تاریخ هنر ایران و جهان، تهران ، عفاف ، 1378.

 

2-  آربری، آرتور (گرد آورنده  (:میراث ایران، ترجمه احمد بیرشك، بهاء الدین پازارگاد و ... تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 13

 

3-دیمارز، س. م: راهنمای صنایع سلامی، ترجه عبدا... فریار، تهران، علیم و فرهنگی 1368.

 

4-سایتwww.google.com       :

 

5-سایت:www.tebyan.ir          

 

 

 

 

 

 

 

 

[ شنبه چهاردهم فروردین 1389 ] [ 8:28 بعد از ظهر ] [ حسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام هستي بخش انسان ها
اين وبلاگ در اول دي ماه 1387 توسط مدیر وبلاگ فعال گرديده و سعي دارد مطالبي در خصوص موضوعات علمي ،آموزشی با كار كرد هاي جغرافيايی،تاريخي ،اجتماعي،زمين شناسي و....را به شماخوانندگان ارجمند ارائه نمايد،باشد كه مقبول افتد و مورد رضايت قرار گيرد. انشاا...
در صورت تمایل میتوانید مطالب ارزنده خود را به ایمیل arshia141@Gmail.com ارسال نماييد تا بانام خودتان و در وبلاگ خودتان استفاده شود. . همچنین اگر نظرات خودتان را برایم ارسال کنید خوشحال میشوم . باتشكر


زندگي اطلس جغرافي ماست
که در آن نقشه استان محبت پيداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پيدا نيست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسيار
و فلات ايمان حول اين کوه چه وسعت دارد

موضوعات وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

 Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by Night-Skin

نایت اسکین ، مرجع قالب و ابزارهای وبلاگ نویسیابزار معرفی وبلاگ به دوستان

پیغام ورود و خروج

Online User

ایران اسکین

[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ]